thoughts_of_a_teen...
Greenlighter
- Joined
- Nov 26, 2025
- Messages
- 11
Hello, I am 55 y/o with 13 years experience who has just joined this site and I feel very good about writing my first report on this site and I wish you all to experience this feeling. Drugs I tried: Methamphetamine; Tramadol; Nicotine; Benzodiazepines; DXM; Datura; Pregabalin and many more. -------------------------------------- This is my report on 750 mg of DXM:
وزن: ۵۵ سال سن: ۱۳ سال و بسیار باتجربه به خصوص در DX ۰۰:۰۰ ۷۵۰ میلیگرم DXM استفاده شد ۰۰:۲۰: کمی عصبی بودم چون با اینکه بارها از آن استفاده کرده بودم، دوز مصرفیام هرگز به این اندازه بالا نبود، بنابراین ۴۰۰ میلیگرم ایبوپروفن مصرف کردم تا از عوارض جانبی DXM جلوگیری کنم. ۰۰:۳۰: در اتاقم هستم و به طرز عجیبی به نور حساس شدهام، بنابراین چراغ را خاموش کردم. در آن لحظه اثرات معمول دارو شروع شده بود. ناگهان در اتاق تاریکم، چیزی شبیه انگل دیدم و گاهی اوقات یک توده کوچک روی دیوار تشکیل میشد که بسیار شدیدتر از دفعات قبلی بود که DXM مصرف کرده بودم. این توده و از هم پاشیدگی معمول آنقدر شدید شد که از اتاقم بیرون آمدم و با سرخ شدن صورتم، مادرم به من گفت: صورتت خیلی قرمز و عجیب است. وقتی این را شنیدم ترسیدم و به اتاق برگشتم. ۱:۳۰: بیناییام آنقدر تار بود که همه چیز سیاه و سفید به نظر میرسید. در آن لحظه دیوانه شدم و کنترلم را از دست دادم. در همان حالت به مادرم فریاد زدم که دارم به دستشویی میروم (نمیدانم ورا این کار را کرده است یا نه) و طبق چیزی خیلی مبهم که یادم میآید، به دستشویی رفتم و حالت تهوع داشتم، به دستشویی رفتم و فقط یک چیز را به یاد دارم: دیگر هیچ چیزی را حس نمیکردم، فقط رنگهای عجیبی میدیدم و در چیزی شبیه به دنیای دیگری بودم و مغزم اصلاً هیچ ارتباطی با این دنیا نداشت زیرا تمام ورودیهای حسی من توسط دارو مسدود شده بود. صحنه وحشتناک بعدی که به یاد دارم این است که روی کف آشپزخانه از خواب بیدار شدم و مادرم چندین بار مرا لگد زد تا بیدار شوم. وقتی به هوش آمدم، گفت: من خیلی احمق بودم، فکر نمیکردم خودکشی کنی و فکر کردم قرص زیادی خوردهام و دارم چرت میزنم. سپس مرا به بیمارستان بردند و چند روز آنجا ماندم و با حال بد به خانه آمدم. حالا چند ماهه که حتی اجازه نمیدن به گوشی دست بزنم یا بیشتر از سی ثانیه تو دستشویی بمونم و کلی قانون دیگه هم دارن... بذار خودم بهت بگم: حتی تا چند هفته بعد از اون تجربه بد، وقتی خمیازه میکشیدم بالا میآوردم
مغزم هم خیلی مریض بود و به خاطر این اشتباه خیلی ضعیف شده بود. خیلی خوب بود که اون تجربه آخرین تجربه من با DXM بود-----------------اینم تموم شد. خداحافظ، بعداً میبینمت.
وزن: ۵۵ سال سن: ۱۳ سال و بسیار باتجربه به خصوص در DX ۰۰:۰۰ ۷۵۰ میلیگرم DXM استفاده شد ۰۰:۲۰: کمی عصبی بودم چون با اینکه بارها از آن استفاده کرده بودم، دوز مصرفیام هرگز به این اندازه بالا نبود، بنابراین ۴۰۰ میلیگرم ایبوپروفن مصرف کردم تا از عوارض جانبی DXM جلوگیری کنم. ۰۰:۳۰: در اتاقم هستم و به طرز عجیبی به نور حساس شدهام، بنابراین چراغ را خاموش کردم. در آن لحظه اثرات معمول دارو شروع شده بود. ناگهان در اتاق تاریکم، چیزی شبیه انگل دیدم و گاهی اوقات یک توده کوچک روی دیوار تشکیل میشد که بسیار شدیدتر از دفعات قبلی بود که DXM مصرف کرده بودم. این توده و از هم پاشیدگی معمول آنقدر شدید شد که از اتاقم بیرون آمدم و با سرخ شدن صورتم، مادرم به من گفت: صورتت خیلی قرمز و عجیب است. وقتی این را شنیدم ترسیدم و به اتاق برگشتم. ۱:۳۰: بیناییام آنقدر تار بود که همه چیز سیاه و سفید به نظر میرسید. در آن لحظه دیوانه شدم و کنترلم را از دست دادم. در همان حالت به مادرم فریاد زدم که دارم به دستشویی میروم (نمیدانم ورا این کار را کرده است یا نه) و طبق چیزی خیلی مبهم که یادم میآید، به دستشویی رفتم و حالت تهوع داشتم، به دستشویی رفتم و فقط یک چیز را به یاد دارم: دیگر هیچ چیزی را حس نمیکردم، فقط رنگهای عجیبی میدیدم و در چیزی شبیه به دنیای دیگری بودم و مغزم اصلاً هیچ ارتباطی با این دنیا نداشت زیرا تمام ورودیهای حسی من توسط دارو مسدود شده بود. صحنه وحشتناک بعدی که به یاد دارم این است که روی کف آشپزخانه از خواب بیدار شدم و مادرم چندین بار مرا لگد زد تا بیدار شوم. وقتی به هوش آمدم، گفت: من خیلی احمق بودم، فکر نمیکردم خودکشی کنی و فکر کردم قرص زیادی خوردهام و دارم چرت میزنم. سپس مرا به بیمارستان بردند و چند روز آنجا ماندم و با حال بد به خانه آمدم. حالا چند ماهه که حتی اجازه نمیدن به گوشی دست بزنم یا بیشتر از سی ثانیه تو دستشویی بمونم و کلی قانون دیگه هم دارن... بذار خودم بهت بگم: حتی تا چند هفته بعد از اون تجربه بد، وقتی خمیازه میکشیدم بالا میآوردم
Last edited by a moderator:
